یادداشت های زیرزمینی

...نوشتن ھم مثل مُردن یک جور الزام است

یادداشت های زیرزمینی

...نوشتن ھم مثل مُردن یک جور الزام است

واعظ به کفر افتاد اگر،یک شهر کافر می شود...

(روزبه بمانی)

۲۵ مهر ۹۷
Omidreza

وقتایی که غمگینی تنها بمون،

و باور داشته باش که این تنها بودن تو روزهای سخت که بزرگت میکنه...

۲۲ مهر ۹۷
Omidreza

آقای فرخ نژاد هنرمند مردمی که اتفاقا در صفحه ی اجتماعیشون هم بسیار فعال

و نسبت به شرایط همیشه معترض هستند در مصاحبه باشبکه زرد تی وی پلاس فرمودند

اگر قرار است به خاطر گران شدن دلار خم به ابروی گل پسرم در آن سر دنیا بیاید

میخواهم ۸۰ میلیون ایرانی نباشن...

اینکه آدمی با یال و کوپال ایشان که اتفاقا در همه ی امور هم کارشناس و صاحب نظرند

یه همچین لقمه ی گنده تر از دهان مبارکشان را یکجا میبلعند و

هویت ۸۰ میلیون آدم را یکجا میبرند زیر سوال نشان میدهد که

احتمالا ایشان مثل همه ی نقش های چند سال اخیرشان در صحنه ی سینما و تلوزیون

داشته اند در واقعیت هم مشاعرشان درست کار نمیکند...

هنرمند عزیزی که N میلیون یا میلیارد مبلغ به خاطر بازی در یک فیلم بی محتوا

  مثل گشت ارشاد میگیری آیا واقعا نمیدانی منبع اصلی تامین مالی یک فیلم

فروش گیشه است که اتفاقا از جیب مبارک همین ۸۰ میلیونی میرود

که فیلم را تماشا میکنند و شما خرج زن و همان فرزند عزیز دردانه ات را در آمریکا

از این راه پرداخت میکنی؟؟؟

اصلن فیلمی که فروش گیشه نداشته باشد و مردمی نباشند که برای دیدنش

به سینما ها بیایند دیگر اصل ساختنش برای تهیه کننده چه توجیحی اقتصادی

میتواند داشته باشد؟؟؟

آنوقت شما هم باید بنشینی روی کاناپه ی خانه و با پسر گوگوری مگوری ات

که آن موقع دیگر نمیتواند مثل ژن های خوب زندگی کند مار و پله بازی میکنی...

آیا واقعا نمیدانی یا ندانستن را انتخاب کرده اید که هنرمند بودن،دیده شدن و

در ذیل آن قابلیت جریان سازی درون جامعه را مدیون نگاه همین ۸۰ میلیونی هستید

که قرار است به خاطر کاکل زری شما سر به تنشان نباشد؟

امر بر جماعت به ظاهر نخبه و روشنفکر و هنرمند ما  مشتبه شده که

خونشان از عوام الناس رنگین تر و ژن شان ماوراییست...

و ایضا متاسفم برای احمق هایی که برای گرفتن عکس و امضا و دیدن

فیلم های دوزاری این جماعت توی سینماها صف میکشند و بعد هم

از وضعیت نابه هنجار اجتماعی مینالند که خواص تاثیر گذار و هنرمند و سیاستمدارش

اینگونه به زبان لات های زیر بازارچه و از بالا با مردم حرف میزنند...

آقای فرخ نژاد لااقل به حرمت جایگاه و صحنه ای که پیش از شما

قدمگاه آدم های مانندگاری مانند فردین،ناصر ملک مطیعی،عزت االه انتظامی،

جمشید مشایخی و غیره و غیره که المان و نشانه ی خضوع در برابر مردم بوده اند

کمی سکوت کنید...

۱۸ مهر ۹۷
Omidreza

((هامون_شاهین))

۱۷ مهر ۹۷
Omidreza

می گوید آخرش چی؟

میگویم سیمش را قطع کرده ام

میپرسد سیم چی؟

سیم احساسم را میگویم،سیم دوست داشتتن دیگران

همان که از میان اِن میلیون سیم دیگر یک راست میرسد به قلبم،قطعش کردم...

قطعش کردم چون حوصله ندارم آدم ها بیایند،بِکشند،پامالش کنند،زخمی اش کنند و بروند،

آنوقت من بمانم در به در و کلافه دنبال اینکه کجایش قطعی پیدا کرده

که دوباره وصله پینه اش کنم,

قطعش کردم خلاص...

۱۷ مهر ۹۷
Omidreza

درست یکجایی حوالی 30 سالگی دیگر خودت را پیدا نمیکنی...

هرچند هم که دلت برای بی قراری های اوایل 20 سالگی قنج برود

 باز بی سر و صدا به این تحمیل تنهایی و آرامش و سکوت تن میدهی...

۱۳ مهر ۹۷
Omidreza

اشتهایم برای فراموش کردن آدم ها زیاد شده...

۱۳ مهر ۹۷
Omidreza

حکایت هایی از دیوانگی روزمره

چارلز بوکوفسکی

ترجمه ی مهسا نظام آبادی

نشر عنوان

چیز زیادی نمیشه در مورد این کتاب 60 صفحه ی نوشت جز اینکه

این یک قسمتی از روزمرگی های بوکوفسکی به حساب میاد.

اما به طور کلی صداقت گزنده ی نوشته های بوکوفسکی جذابشون میکنه...

پاراگراف از کتاب:

تو به من مردی را نشان بده که تنها زندگی میکند و آشپزخانه اش همیشه کثیف است

و من به تو می گویم به احتمال 5 به 9 این مرد بی نظیر است...

تو به من مردی را نشان بده که تنها زندگی میکند و آشپزخانه اش همیشه تمییز است

و من به تو می گویم به احتمال 8 از 9 ویژگی های روانی این مرد تهوع آور است...

۱۲ مهر ۹۷
Omidreza

بدا به حال دولتی که نرخ ارز اش را کف خیابان و ممبرهای صفحات اجتماعی تعیین میکنند

و

فغان از ملتی که دلار در خانه هاشان انبار کرده اند و حالا از ترس سقوط ارزشش

 شب را تا صبح برای فروش در خیابان ها سر می کنند...

این حجم از عقب ماندگی را فقط مرگ درمان میکند...

 

۱۰ مهر ۹۷
Omidreza

همیشه زندگی کردن از همه ی چیزهای دیگه مهمتره...

۱۰ مهر ۹۷
Omidreza